مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
355
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
و اختلاف كردهاند دربارهء صورت كه چگونه است . بعضى برآنند كه صوت جسم است و استدلال ايشان اين است كه هر فاعل و هر مفعول جسم است . و صوت ، فعل انجام مىدهد . زيرا ما آن را مىشنويم و احساس مىكنيم و الحان موسيقى ما را به حركت درمىآورد و اصواتى كه بر بنياد موسيقى نباشد ، ما را مىآزارد و صوت حركت مىكند و با مواضع نرم برخورد مىكند و باز مىگردد ، درست به مانند گويى كه آن را بر ديوار مىزنند . و افلاطن بر آن است كه صوت جسم نيست ، زيرا در هوا عارض مىشود و منبسط مىگردد و هر چه بسيط باشد جسم نيست . و اختلاف كردهاند دربارهء بويايى . چگونه چيزى بوييده مىشود . بعضى برآنند كه عضو رئيسى در دماغ است و آن عضو ، به وسيلهء نفس آن را جذب مىكند . و گروهى ديگر برآنند كه بويايى از آميختن هواى نفس به بخار چيزى است كه بوييده مىشود . و اختلاف كردهاند دربارهء چشيدن كه چگونه است . بعضى برآنند كه چشيدن از رهگذر آميزش جوهر ترى است كه در زبان قرار دارد با جوهر ترى كه در شىء چشيدنى است . و گروهى ديگر برآنند كه از رهگذر تخلخل و نرمايى است كه در زبان وجود دارد به وسيلهء رگهايى كه از زبان به دهان انگيخته مىشود . به گفتهء خداى عز و جل : « و دادتان گوشها و چشمها و دلها » ( 67 : 23 ) پس ما را به وجود اين حواس آگاهانيد و به سپاسگزارى وا داشت و علل ادراك آنها را از براى ما بيان نكرد و كيفيت تركيب آنها را بيان نداشت ، و چون عقل در آنها بنگرد باشد كه حيران شود و از فرط عظمت كار آنها و دشوارى امر آنها ، سرگردان ، باز گردد و اينها نيز به مانند نفس و روحاند كه خلق از ادراك آنها عاجزند . حال اگر پارهاى از سخنانى كه در اين باره گفتهاند ، حق است ، پس درست است و اگر جز اين باشد ، پس خداى داناتر است .